جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
81
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
منظور ، پس از كسب اجازه از مؤلف محترم ، به ترجمه جلد اول آن اقدام نمودم كه قسمتهايى از آن ، در همان سال ، در هفتهنامههاى مذهبى تهران از قبيل : وظيفه ، نداى حق و غيره چاپ شد . ولى متأسفانه پس از آن ، شرائطى پيش آمد كه امكان چاپ كتاب از بين رفت و قسمتهاى ترجمهشده هم در گوشهاى بايگانى گرديد ! در تابستان سال 1344 جناب « شمس فراهانى » مدير محترم مؤسسهء مطبوعاتى فراهانى پيشنهاد نمود كه به چاپ ترجمه كتاب اقدام شود . . . پس از پذيرفتن اين پيشنهاد هنگامى كه در تبريز پاكنويس ترجمه را آغاز كردم ، متوجه شدم كه بايد آن را از نو ترجمه كنم ! ، زيرا به قول « عمادالدين اصفهانى » متوفاى 597 ه : « انسان ، امروز كتابى مىنويسد و فرداى همان روز مىگويد اگر اين مطلب تغيير يابد بهتر خواهد بود و اگر چنين افزوده شود ، جلوه بيشترى خواهد داشت و اگر اين مطلب جلوتر باشد ، بسيار بجا خواهد بود و اگر آن يكى نوشته نشود ، زيباتر خواهد گشت ، و اين ، از بزرگترين عبرتها است و دليل چيرگى نقص بر همهء بشر است . » « 1 » . . . ترجمهء جديد شروع شد و در عرض دوماه تعطيلى تابستان ، ترجمهء كامل جلد اول ، پايان يافت و در بعضى از مواردى كه لازم بهنظر مىرسيد ، پاورقىهايى افزوده شد . و البته در اين ترجمه سعى كردم كه از متن عربى كتاب خارج نشوم و همين مقيد بودن به ترجمهء « غيرآزاد » شايد در بعضى موارد ، سلاست عبارت را از بين برده است كه ظاهراً حفظ امانت در ترجمه ، نقص آن را جبران خواهد كرد !
--> ( 1 ) « انّى رأيت انّه لايكتب انسان كتاباً فى يومه الّا قال فى غده ، لو كان غير هذا الكان احسن ولو زيد كذا لكان يستحسن ولو قدم هذالكان أفضل ولو ترك هذالكان أجمل و هذا من أعظم العبر و هو دليل على استيلاء النقص على جملة البشر » !